ازدواج
Said in 12 Persian podcast lines.
برای اینکه من فکر میکردم واقعا نیست دیگه. فکر میکردم همون سال های اولی که ازدواج کردم وقتا یادم بود که ارکات بود نمیدونم.
Because I thought it really didn't exist anymore. I remembered those early years after I got married, but I don't know.

پادکست زندگی معمولیقسمت چهارم (خانمِ شین، یک مادرِ تنها) - مهمان برنامه : خانمِ شین
او تا پایان عمرش چهار بار ازدواج کرده بود و چندین معشوقه داشت
He had married four times by the end of his life and had several lovers.

پادکست بوم45 برتراند راسل | فلسفه و مبانی ریاضیات
و هم برای تغییر قوانین مربوط به ازدواج کودکان تلاش میکنه
And it is also working to change laws related to child marriage.

Chehel Tikkeh | پادکست چهل تیکهقسمت ۱ – داستان آن سوی ظاهر
قانون ازدواج برابر را در راستای احقاق حقوق پایمال شده
The law of equal marriage in the context of restoring violated rights.

شبنامه نسوانشبنامه نسوان: شب ششم
چه کسایی که هنوز ازدواج نکردن
Who are the ones that haven't married yet?

پادکست مدرسه رابطهچطور عشقمون رو پس از تولد فرزند حفظ کنیم؟
بیست و چهار سالگی ازدواج کردم
I got married at the age of twenty-four.

Sedaye Ashena | صدای آشنا۱. منصور تأیید (بخش اول)
ولی این تصور که من ازدواج من حتی شاید به این فکر میکردم که ازدواج کنم بچه داشتم بعد جدا شدم هم گیر زده؟
But this notion that I was even thinking about getting married, having kids, and then getting divorced is stuck in my mind?

پادکست زندگی معمولیقسمت چهارم (خانمِ شین، یک مادرِ تنها) - مهمان برنامه : خانمِ شین
بر از یه مدتی هم بهش پیشناده ازدواج داد
After a while, he also proposed marriage to her.

رادیو تهدیگEpisode 05 - Marilyn Monroe
اگه زنم بخواد ازدواج مجدد بکنه با این تحتیت رو برومیشه
If my wife wants to remarry, it will be a betrayal to me.

شبنامه نسوانشبنامه نسوان: شب ششم
مثل هر کشور دیگه این مهاجرت از طریق ازدواج و تولد
Like any other country, this immigration is through marriage and birth.

رادیو مهاجرترادیو مهاجرت - رستوران ایتالیایی
منو قبول کردم گفتم خیلی خوب بالاخره ازدواج میکنیم یه چیزی میشه یا میریم یا میمونیم
I accepted him and said that's fine, eventually we'll get married, something will happen, either we'll go or we'll stay.

پادکست زندگی معمولیقسمت چهارم (خانمِ شین، یک مادرِ تنها) - مهمان برنامه : خانمِ شین
خودش رو بازنشست کرد و سعیگرم سفالگری و بافتنی شد و هیچ وقت دوباره ازدواج نکرد.
He retired and tried pottery and knitting, and never remarried.

Dastanسخنرانی کلاسی درباره مصر
The shows belong to their publishers, and each line plays from the publisher’s own file. Translations are machine-made. Persian books and courses on Amazon (affiliate link).